وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی

از کدام حق الناس سخن می گویید؟!

سالها پیش که دبیر گروه اجتماعی روزنامه ‌ای بودم، یکی از ‌همکاران با وزیر وقت رفاه (جناب آقای عبدالرضا مصری) که اکنون نماینده مجلس هستند، گفتگویی مفصل انجام داده بود که بر اساس محتوای مصاحبه و اهداف وزارت رفاه تیتر «من وزیر فقرا هستم» را برای آن انتخاب کردم و گمان ‌می کردم آقای مصری تیتر مرا بپسندند اما اینگونه نشد!

پس از انتشار گفتگو مدیر روابط عمومی وزارتخانه به من زنگ زد و گفت وزیر از تیترتان گله مند است. با تعجب علتش را جویا شدم و گفتند به هر حال این ‌تیتر توهین آمیز است!

اشاره کردم که من این تیتر را دقیقا از حرف خودشان برداشته ‌ام اما گفتند: وزیر در گفتگوی صمیمی با خبرنگارتان شوخی کرده است ( نقل به مضمون).

پس از پایان مکالمه مدتی متعجب از خودم می‌ پرسیدم چرا وزیر وزارتخانه ای که  فلسفه وجودی اش ایجاد رفاه اجتماعی و کار و تعاون است و نه تنها از جمله مبانی انقلاب هم تامین رفاه برای فقرا و کم ‌درآمدها و مستضعفان بود، بلکه از نظر انسانی هم کار برای رضایتمندی این قشر عزیز و آسیب ‌پذیر ارزشی توامان دارد، لازم می‌ بیند گفته خود را از طریق روابط عمومی به شوخی با خبرنگار تعبیر کند و از چنین تیتری گله مند شود؟

حالا سالها از آن زمان گذشته است و آقای مصری «نماینده مردم» در مجلس است.

همان سالها کارگری مستاصل از شهرستان گرمی (که دختر ۱۹ ساله اش به تومور مغزی مبتلا بود)، به دفتر روزنامه آمد. همسر و دخترش رقیه هم همراهش بودند.  مادر دختر جوان با چشمانی اشکبار  رو به من این جمله را تکرار می کرد: «کمک اِلی این اوشاقوم اَلدَن گِتمیَ»...  زبان ترکی بلد نبودم،  پدر رقیه برایم جمله را ترجمه کرد، پرسیدم مگر بیمه نیستید. دفترچه بیمه تامین اجتماعی اش را از درون نایلونی مات و کدر بیرون آورد و گفت: همه زندگی ام را فروختم و سرش را عمل کردم اما دیگر پول شیمی درمانی اش را ندارم. مطلبی در این زمینه منتشر شد و مردم برای کمک به این دختر کاری کردند کارستان.

امروز وقتی مصاحبه وزیر دیروز و وکیل امروز را درباره  «تجمیع بیمه ها» و «طرح تحول سلامت» خواندم جملاتی از آن توجهم را جلب کرد؛ آنجا که ایشان درباره این موضوع گفته بودند: «اجرای آن هزینه ‌های بسیاری به تأمین اجتماعی و کارگران زیر پوشش آن تحمیل کرده است» و جابجا از عبارت ‌هایی مانند «تعرض به حق الناس» سخن گفته بودند. ناخودآگاه این دو خاطره پیش‌ گفته، به یادم آمد و تمام لحظات آن از جلوی چشمانم گذشت.

برای من فهمیدن معنای تجمیع بیمه ‌ها آسان است: اغلب افراد به دلیل آنکه تامین اجتماعی هزینه برخی داروها را حساب نمی ‌کند، در هزینه ‌های درمانی تنها بخشی را می‌ پردازد که بیمه ‌شده را پس از سال ‌ها پرداخت حق بیمه دچار چه کنم، چه کنم برای تامین منبع مالی بعضی از نیازهای درمانی خود می ‌کند و به همین دلیل اغلب این بیمه‌ شدگان علاوه بر دفترچه بیمه تامین اجتماعی، سراغ بیمه‌ های دیگری هم رفته و به طور مرتب حق بیمه جداگانه ‌ای پرداخت می‌ کنند، یک‌ کاسه و یکجا کردن یا به بیان مذکور، تجمیع بیمه‌ ها کاری بسیار خوب و مفید است تا با یک پرداخت هزینه ‌های بهداشت و درمان شخصی و خانوادگی افراد، اعم از کارمند و کارگر و... تامین شود.

با این تصور، من نمی ‌دانم جناب آقای مصری از کدام حق الناس حرف می زنند! به همین دلیل از ایشان می ‌خواهم لطفا به زبانی که  آن کارگر مستاصل هم از این جمله سر دربیاورد، توضیح دهند که کجای این طرح تحول سلامت نظر به جیب کارگران تامین ‌اجتماعی دارد؟

جناب مصری، من و شما کارگران زیادی را می شناسیم که دفترچه بیمه به دست، به من خبرنگار هیچ کاره و شمای وکیل همه کاره، مراجعه  می کنند و از بی پناهی و نیازشان هنگام درمان بیماری می گویند. من اکنون کارگران زیادی را می شناسم که بعد از اجرای طرح تحول سلامت، حتی در بیمارستانهای دولتی، فرضاً تومور مغزی خود یا نزدیکانشان را عمل می کنند و مجبور هم نیستند فرش زیر پا و طلاهای همسرشان را بفروشند یا به سراغ این و آن بروند تا کسی را بیابند که کمکی، قرضی، وامی، راهی برای این منظور پیش پای آنها بگذارد.

نمی‌ دانم شما از کدام حق الناس سخن می گویید وقتی بسیاری از کارگران هنگام بازنشستگی متوجه می ‌شوند حقشان توسط کارفرمایان ضایع شده و می ‌شود که تامین اجتماعی هرگز به خاطر کارمندان و کارگران با کارفرمایان متخلف در نمی افتد. یک بار به معنای «تامین اجتماعی» نزد خودتان فکر کنید؛ تامین اجتماعی باید ملجا و پناه و مبنای امنیت جامعه باشد؛ از نظر روانی، جسمی، شغلی، و... نه آنکه تنها پولی ماهانه از حقوق این افراد کسر کند و نهایتا هم بگوید خودت می‌ دانی و کارفرما!

قبول ندارید به دیوان عدالت اداری مراجعه کنید و پرونده های زیادی را ببینید که بر اساس آنها زور کارگران به کارفرمایان نرسیده و سازمان تامین اجتماعی هم آنها را بی پناه و تنها در راهروها و اتاق ‌های این دیوان به حال خود رها کرده است.

جناب آقای مصری! سهم کارگرانی چون پدر رقیه کجای سهام های متعدد کارخانه ها و مایملک تامین اجتماعی پنهان شده است که خودش از آن خبر ندارد؟ آیا اینجا اطلاع از آن سهام حق او نیست؟ آیا این حق ‌الناس نیست؟

آن طور که فرموده ‌اید، «طرح تحول ۳۰ هزار میلیارد تومان هزینه به کشور تحمیل کرده است». من به عنوان یک روزنامه نگار که  موارد مشابه رقیه ها را در خاطره سالهای فعالیتم در ذهن دارم و یادآوری آنها همواره به دلم چنگ می اندازد،  لازم به یادآوری می ‌دانم که نه ۳۰ هزار میلیارد، حتی اگر بیش از اینها هم برای درمان بیماران هزینه شود، تنها وظیفه مسئولان منتخب این مردم در برابر مردم رنجدیده و بی بهره از رفاه و سلامت ادا شده است؛ کاری که به رغم وعده‌ های گوناگون، سالها انجام نشده و کسی هم توجهی بایسته و شایسته به آن ندارد یا نمی ‌داند که تا همین پیش از اجرای چنین طرحی، مردم برای انجام یک عمل جراحی قلب گاه از هستی ساقط می شدند. اگر طرح تحول اشکالاتی دارد، باید اصلاح شود نه اینکه با اتخاذ رفتارهای غیر مسئولانه و جناحی و سیاسی، مردم به همان وضعیت فلاکت بار سابق برگردند. 

آقای مصری بزرگوار! من حالا می فهمم شما چرا از اینکه برایتان تیتر «وزیر فقرا هستم» را انتخاب کردم، مکدر شدید و از قول شما گفتند شوخی با خبرنگار بوده است! چون گویا اکنون هم دارید به مردم نشانی اشتباه می دهید! نماینده مردم اگر به جای دفاع از کارگران مستاصل، حامی سازمانی شود که به گفته آگاهان، سهم درمان کارگران را صرف اداره کارخانه دخانیاتش می کند و بیمه شدگانش را به جای گرفتن دست آنها، بی ‌پناه و مستاصل در پیچ و خم دوندگی بین گرفتن حق خود از کارفرما، به حال خودشان رها می ‌کند، به گمان من دارد با استفاده از «حق ‌الناس» آدرس اشتباه می‌ دهد. به گمان من از عبارت حق‌ الناس استفاده می‌ کند تا حق‌ الناس را ادا نکند.

*زهرا عرب

سردبیر سایت سلامت آنلاین

نسخه چاپي ارسال به دوست

يکشنبه ١٤ آذر ١٣٩٥ - ٢١:٤٦ / شماره خبر: ١٥٤٦٢٨ / تعداد نمايش: 2044

برای این خبر نظری ثبت نشده است
نظر شما
نام :
ايميل : 
*نظرات :
متن تصویر را وارد کنید:
 

خروج